زندگی چیست
ای ایستاده روی جاده بی انتهای پوچی
تاریک است پنجره های بازپشده به ایوان روشنایی ها
دیگر خبری از زنبیل های عاطفه نیست
دیگرترنمی از
بارا ن نمانده تا گلهای خشک شده امید را باان بشویم
میتوان خم شدن سروهارااندازه گرفت
شاید دیگر کسی نمیتواندبرای قلب تپنده ش فانوسی بخرد
زندگی چیست
جز دست کشیدن کودکی معصوم روی دیوار صاف عاطفه
وگریه دخترکی زیبا برای ماهی گمشده اش
اینجاکسی را میشناسی
تابرای عشق
قدمی به اندازه برگ گلی بردارد
زندگی یعنی محصور شدن درواژه های بی معنا
یعنی کاردکشیدن روی پوست نازک
عاطفه
|
+| نوشته شده توسط
نصرت الله فروهر در یکشنبه سی ام تیر 1387
|